از روایت مردم تا قدرت نرم؛ سرمایه تمدنی در دل تجربههای زیستهمقدمه: مردم راویان تمدناند، اگر روایتشان شنیده شودقدرت نرم یک کشور، فقط در فیلمهای حماسی، موسیقی فاخر یا بیانیههای دیپلماتیک شکل نمیگیرد. بخشی از قدرت نرم در همان روایتی است که یک نوجوان از سفر جهادیاش منتشر میکند. در پادکستی که یک زن از تجربه زایمان در حاشیه شهر روایت میکند. در عکس یک پیرمرد از گندمزارهای خشکیدهاش. در یادداشت تلخ یک دانشجوی خسته از بوروکراسی. و در استوری کوتاه یک نوجوان درباره سرباز وطن.اگر این روایتها شنیده شوند، جمع شوند، پردازش شوند و با نگاه ملی بازخوانی شوند، میتوانند به قدرت نرم، سرمایه اجتماعی و حتی اقتدار تمدنی بدل شوند.۱. قدرت نرم چیست؟ و چرا روایت نقش کلیدی دارد؟ قدرت نرم، توانایی اثرگذاری بر دیگران بدون اجبار است. این قدرت از منابعی چون فرهنگ، ارزشها، تصویر ذهنی، زیباییشناسی، و همدلی ساخته میشود. در عصر روایت، رسانهها و مردم با روایتهای خود، قدرت نرم میسازند: • داستان خوب، چهره خوب میسازد • تجربه انسانی، تصویر انسانی از جامعه میسازد • روایت درست، ارزشها را به زبان جهانی ترجمه میکند • مردم، پیامآوران مؤثرتر از نهادهای رسمیاند
۲. چگونه روایتهای مردمی، قدرت نرم میسازند؟الف) با افزایش همدلی جهانیروایتهای واقعی و انسانی مردم، مخاطب جهانی را تحت تأثیر قرار میدهند. مثلاً: • روایت کودکی از جنگ، اثرگذاری بیشتری از گزارش رسمی دارد • روایت یک پرستار از شبهای کرونایی، جهانیتر از آمار وزارت بهداشت است • روایت یک مادر از شهیدش، برای مخاطب جهانی قابل فهمتر از شعارهای رسمی است ب) با اصلاح تصویر ذهنی از ایرانایران امروز در رسانههای بینالمللی، اغلب با برچسبهای تحریفشده بازنمایی میشود. روایتهای مردمی، تصویری انسانی، متکثر، تمدنی و پویا از ایران عرضه میکنند: • روایت یک معلم در خراسان یا بلوچستان • روایت دختران ایرانی در عرصه علم یا ورزش • روایتهای هنری در موسیقی، صنایع دستی، غذا، معماری، سبک زندگی • روایتهای مقاومت از دل تجربههای محلی ج) با بازسازی هویت ملی و تمدنی در داخلروایتهای مردمی، نه فقط بر مخاطب خارجی، بلکه بر جامعه داخلی نیز اثر میگذارند: • امیدآفرینی در بحران • بازخوانی تاریخ بومی • بازسازی غرور ملی • پیوند میان نسلها، اقوام، طبقات و مناطق
۳. شرط تبدیل روایت مردمی به سرمایه تمدنی چیست؟صرف شنیدن روایتهای مردمی، کافی نیست. باید آنها را «پایش»، «گردآوری»، «تحلیل»، «ترجمه» و «بازتاب» داد. برای این کار:الف) باید زیرساخت ایجاد شود • بانک ملی روایتهای مردمی • آرشیو روایتهای بحران، ایثار، پیشرفت، اعتراض، رنج و امید • راهاندازی مرکز «قدرت نرم مردمی» برای تحلیل روایتهاب) باید روایتها ترجمه شوند • از زبان محلی به زبان ملی • از زبان ملی به زبان جهانی • از تجربه عادی به روایت مؤثر (storytelling) • از متن و صوت، به تصویر و سینماج) باید از راویان مردمی حمایت شود • تسهیلگران روایت در محله، دانشگاه، هیئت، روستا • حمایت مالی و رسانهای از روایتگران مردمی • تربیت نسل جدیدی از راویان جامعه ۴. تجربههای موفق در سرمایهسازی روایی مردمی • فلسطین: روایتهای مردمی در قالب مستندها، توییتها، عکسها و خاطرات، نقش مهمی در جلب همدلی جهانی ایفا کردهاند • ژاپن: روایتهای محلی بازماندگان هیروشیما به سرمایه فرهنگی تبدیل شده • لبنان: روایتهای مقاومت در قالب شعر، هیئت، موسیقی و مستند مردمی، بخشی از هویت ملی شده است • چین: روایت زیست چینی در پلتفرمهایی چون Douyin و سینمای بومی، به قدرت نرم چینی بدل شدهاند
۵. اگر نشنویم، دیگری روایت خواهد کرداگر روایتهای مردمی ایران شنیده نشوند، یا فرصت بروز نیابند، نه تنها قدرت نرم تولید نمیشود، بلکه میدان به روایتهای معارض و تحریفشده داده میشود. باید در برابر آنچه «روایت تحمیلی» نامیده میشود، شبکهای از روایتهای صادق، بومی، انسانی و مردمی خلق کرد.جمعبندی: روایت مردم، سرمایه فردای ایرانهر روایت مردمی، آجر کوچکی در بنای قدرت نرم ملی است. اگر این روایتها را جدی بگیریم، اگر آنها را حرفهای بسازیم، اگر آنها را به جهان ترجمه کنیم، اگر آنها را در دل سیاستگذاری جای دهیم، ایران نه فقط دارای ارتش و اقتصاد و سیاست، که دارای «روایت» خواهد بود؛ و در جهان جدید، این روایت است که سرنوشتها را تعیین میکند.با این یادداشت، دفتر چهارم روایت سازی راهبردی با عنوان «روایت مردم» به پایان رسید و در دفتر پنجم به «نهادسازی روایت» خواهیم پرداخت
نویسنده : محسن دوباشی